هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
610
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
وفات امام حسن ( ع ) وجود امام حسن بر معاويه گران مىآمد و در راه رسيدن فرزندش يزيد به قدرت پس از او ، مانعى بشمار مىرفت او بيم آن داشت كه بميرد و امام حسن همچنان زنده باشد لذا همچنانكه پيش از اين نيز گفتيم زمينه را براى رها شدن از وى و سربهنيست - كردن او ، آماده مىكرد در اين زمينه انديشه بسيار كرد و همه گونه شيوههاى جنايت و خيانتى را كه در راه رسيدن به قدرت و حكومتش به كار مىبرد از نظر گذراند و در اين رابطه وسيلهاى دردناكتر و در عين حال كم كمدردسرتر از عسل سمى كه بارها پيش از آن با دشمنان و رقيبانش تجربه كرده بود ، نيافت او اين شيوه را با مالك اشتر كه عازم مصر بود و از سوى على ( ع ) به كارگزارى آنجا منصوب شده بود ، به كار برده بود و پيش از رسيدن به آن با عسل سمى ، او را كشت و از دستش نجات يافت سالهاى اندكى بعد نيز كه آوازهء عبد الرحمن بن خالد بن وليد بلندى مىگرفت و محبوبيت زيادى پيدا كرده بود و بسى بيش از فرزندش يزيد ، متشخص و با رفتارى موزون و شايسته بود از بيم آنكه مبادا در بلاد شام كسى پيدا شود كه او را بر فرزندش ترجيح دهد ، سم به خوردش داد و او را كشت . وجود سعد بن ابى وقاص كه يكى از شش تن كسانى بود كه عمر بن الخطاب آنان را كانديدا خلافت كرده بود - نيز بر وى گران مىآمد . مسلمانان هرگز او را با يزيد مقايسه نمىكردند و يزيد را بر وى تقديم نمىداشتند لذا همچنانكه در شرح نهج البلاغه و جاهاى ديگر آمده كسى را به سراغش فرستاد و با سم ، او را كشت . شارح نهج البلاغة ( ابن ابى الحديد ) مىگويد : معاويه هنگامى كه مىخواست